WEBVTT

00:02.190 --> 00:04.190
<b>از این بابت واقعا متاسفم.</b>

00:04.190 --> 00:07.510
<b>اگر دوست پسرم برای شما مشکل ایجاد نمی کند...</b>

00:08.130 --> 00:09.610
<b>نگران نباشید.</b>

00:09.610 --> 00:12.250
<b>ما از قیم شما نیز اجازه گرفتیم.</b>

00:12.250 --> 00:14.690
پشتم را می خرانی،
و من مال تو را می خراشم.</b>

00:15.160 --> 00:16.250
<b>متشکرم.</b>

00:16.250 --> 00:19.730
<b>حالا برو خودتو گرم کن
قبل از سرماخوردگی.</b>

00:23.590 --> 00:24.860
<b>باشه، پس...</b>

00:26.880 --> 00:28.680
<b>می‌خواهید توضیح دهید؟</b>

00:28.680 --> 00:30.030
<b>واضح و واضح...</b>

00:30.030 --> 00:32.470
<b>شما حاضرید این کار را انجام دهید، درست است؟</b>

02:05.480 --> 02:09.980
<b>قسمت 23</b>

02:05.480 --> 02:09.980
<b>سراب شیراهی ~گره~</b>

02:07.470 --> 02:09.320
<b>می بینم...</b>

02:09.320 --> 02:12.290
<b>شما می گویید که می تواند به ما کمک کند،</b>

02:12.290 --> 02:16.850
<b>اما شما در حال حاضر خود را دریافت کرده اید
یک دوست دختر خوب در این دنیا، نه؟</b>

02:17.360 --> 02:27.870
<b>فشار دادن</b>

02:17.360 --> 02:27.870
<b>فشار دادن</b>

02:17.370 --> 02:19.450
<b>او اکنون ارزش برشته کردن را دارد.</b>

02:19.450 --> 02:22.800
<b>بنابراین شما در واقع فرد نادرست هستید...</b>

02:22.800 --> 02:24.760
<b>"دوستت دارم"، باسن من،</b>

02:24.760 --> 02:26.400
<b>شما خودشیفته مداخله گر منحرف</b>

02:26.400 --> 02:27.880
<b>پسر پلی بوی دیگر!</b>

02:28.890 --> 02:31.630
<b>لطفاً به من اجازه دهید که خودم را توضیح دهم!</b>

02:32.530 --> 02:37.640
<b>وقتی به این دنیا آمدم،
به دلایلی من قبلاً با او قرار ملاقات داشتم.</b>

02:37.640 --> 02:40.010
<b>این اصلاً به خاطر افکار ناپاک من نیست.</b>

02:41.270 --> 02:44.670
<b>خب، ما هنوز هم می‌توانیم تسکین دهنده را انجام دهیم
در نظر گرفتن شرایط...</b>

02:44.670 --> 02:47.170
<b>اگر او را دوست ندارید،
سپس فقط او را رها کنید.</b>

02:47.170 --> 02:49.480
<b>به این سادگی نیست.</b>

02:50.080 --> 02:54.330
<b>شیراحی واقعاً به من فکر می کند.</b>

02:54.330 --> 02:56.770
<b>ما با هم در یتیم خانه بزرگ شدیم.</b>

02:57.280 --> 03:00.240
<b>من نمی‌خواهم در صورت امکان به او صدمه بزنم.</b>

03:00.790 --> 03:05.000
<b>می بینم...
بنابراین این نسخه خود شما از همدردی است.</b>

03:05.360 --> 03:12.000
<b>با این حال، باید به آن فکر کنید
آیا محبت شما واقعاً به خاطر او است.</b>

03:14.150 --> 03:16.130
<b>به خاطر او...</b>

03:20.140 --> 03:23.850
<b>حتی اگر زوج هستید،
شما هنوز در اتاق های جداگانه می خوابید.</b>

03:23.850 --> 03:26.090
<b>شما نمی توانید کاری انجام دهید
ناشایست در حرم</b>

03:26.090 --> 03:28.160
<b>لازم نیست این را به من بگویید.</b>

03:29.270 --> 03:30.610
<b>بعداً.</b>

03:34.930 --> 03:36.490
<b>این اتاق...</b>

03:40.720 --> 03:42.350
<b>چه خبر؟</b>

03:42.350 --> 03:44.250
<b>هیچی...</b>

03:44.250 --> 03:47.190
<b>شب بخیر.</b>

03:47.190 --> 03:49.250
<b>بله، شب بخیر.</b>

03:52.030 --> 03:55.800
<b>من-اتاق من است!</b>

03:55.800 --> 04:01.760
<b>این خیلی آرامش بخش است! خیلی نوستالژیک!
اوه، من گریه می کنم!</b>

04:01.760 --> 04:04.020
<b>اکنون وقت آن نیست.</b>

04:04.450 --> 04:07.270
<b>اگر او را دوست ندارید،
سپس فقط او را رها کنید.</b>

04:07.750 --> 04:12.990
<b>از آن روز،
او همیشه در تلاش بود تا به شما برسد.</b>

04:12.990 --> 04:16.400
<b>تا او بتواند
در کنار اوریو بمان، در کنار تو.</b>

04:17.530 --> 04:19.390
<b>باید به آن فکر کنم...</b>

04:21.530 --> 04:24.240
<b>اوریو، هنوز بیدار هستید؟</b>

04:24.240 --> 04:25.160
<b>شیراحی؟</b>

04:25.870 --> 04:27.990
<b>من احساس تنهایی می کنم...</b>

04:28.510 --> 04:30.920
<b>میتونم با شما بمونم؟
تا زمانی که خوابم ببرد؟</b>

04:30.920 --> 04:35.050
<b>من فقط به داشتن فکر می کردم
یک صحبت با شما نیز.</b>

04:35.050 --> 04:37.800
<b>خوشحالم که می شنوم...</b>

04:40.210 --> 04:41.730
<b>پس باید این کار را انجام دهیم؟</b>

04:44.060 --> 04:48.560
<b>ش- شیراهی به چی فکر میکنی؟
ما در خانه شخص دیگری هستیم!</b>

04:48.960 --> 04:50.810
<b>مکان مهم نیست.</b>

04:50.810 --> 04:52.060
<b>ها؟!</b>

04:52.450 --> 04:56.200
<b>بالاخره، من و تو...</b>

04:59.450 --> 05:01.120
<b>ما شرکت کننده در امتحان هستیم!</b>

05:01.120 --> 05:03.320
<b>اگر می‌خواهید مطالعه کنید، بگویید!</b>

05:04.330 --> 05:06.670
<b>در اینجا ایده اشتباهی دریافت می کنیم، اینطور نیست؟</b>

05:06.670 --> 05:09.580
<b>همانطور که شما آن را بیان کردید واقعاً بد به نظر می رسید!
من اینجا بی گناهم!</b>

05:09.580 --> 05:13.080
<b>من فکر می کردم که ما واقعاً هستیم
قرار است آنها را افشا کنم...</b>

05:13.080 --> 05:16.080
<b>پس آنها رابطه متوسطی دارند.</b>

05:16.080 --> 05:18.590
<b>اما این مطمئناً شما را هیجان زده می کند.</b>

05:18.590 --> 05:20.520
<b>شس! بیایید وثیقه بگذاریم!</b>

05:20.520 --> 05:21.890
<b>بله قربان!</b>

05:26.120 --> 05:28.930
<b>سلام شیراهی.
من باید با شما صحبت کنم...</b>

05:31.840 --> 05:33.670
<b>او در حال حاضر گل می زند؟</b>

05:34.360 --> 05:36.860
<b>هوم؟ کارتان تمام شد؟</b>

05:38.560 --> 05:41.110
<b>با عرض پوزش، من هنوز به زمان بیشتری نیاز دارم.</b>

05:41.110 --> 05:46.080
<b>آن را با هم نگه دارید، می خواهید؟
ما این کار را برای رویای خود انجام می دهیم.</b>

05:46.080 --> 05:47.240
<b>رویا می بینید؟</b>

05:47.760 --> 05:50.850
<b>چی تلاش میکنی؟
برای پزشک شدن؟</b>

05:50.850 --> 05:55.000
<b>برای کودکانی که نمی توانند
با پدر و مادر خود باشند...</b>

05:55.400 --> 05:57.840
<b>شما می خواهید پزشک شوید
برای کمک به خانواده، درست است؟</b>

05:59.130 --> 06:04.330
<b>یک روز، ما بیمارستان خودمان را خواهیم ساخت،
و یتیم خانه را گسترش دهید...</b>

06:03.630 --> 06:08.630
<b>\h\h\hMiracle Garden\h\h\h</b>

06:04.880 --> 06:07.760
<b>ما چراغ امید کودکان خواهیم شد.</b>

06:09.130 --> 06:12.390
<b>شاید بتوانیم با هم به خرید برویم،
یا به شهربازی هم...</b>

06:12.750 --> 06:17.720
<b>اگر چه، صادقانه بگویم، من می خواهم کارهایی انجام دهم
یک زن و شوهر این کار را انجام می دهند، اما من باید اکنون خودداری کنم.</b>

06:17.720 --> 06:19.280
<b>شیراحی...</b>

06:19.670 --> 06:22.150
<b>به همین دلیل...</b>

06:23.400 --> 06:28.910
<b>بیایید اولین بار خود را ذخیره کنیم تا
ما با کنکور تمام شدیم... باشه؟</b>

06:37.540 --> 06:41.690
<b>به هر حال، با "اولین بار"،
منظورم این است که با هم به شهربازی برویم.</b>

06:41.690 --> 06:44.290
<b>فقط چه تصوری داشتید
خونریزی شدید بینی داشته باشید؟</b>

06:44.290 --> 06:45.680
<b>اینطوری نگذارید!</b>

06:54.690 --> 06:55.990
<b>چه زمانی او به خواب رفت؟</b>

06:57.520 --> 06:59.190
<b>هی شیرهی.</b>

06:59.650 --> 07:01.530
<b>برو تو اتاق خودت بخواب.</b>

07:02.520 --> 07:03.770
<b>اوریو...</b>

07:05.730 --> 07:06.990
<b>با عرض پوزش...</b>

07:18.670 --> 07:21.680
<b>ها؟ صبح است...</b>

07:21.680 --> 07:23.960
<b>سلام، شما بیدار هستید.</b>

07:25.960 --> 07:27.850
<b>صبح.</b>

07:29.190 --> 07:32.970
<b>اوریو چشمات خیلی تاریکه...
نخوابیدی؟</b>

07:33.920 --> 07:36.070
<b>من فقط در فکر بودم...</b>

07:36.070 --> 07:37.980
<b>افکار؟</b>

07:38.600 --> 07:43.980
<b>تمام این مدت گیج بودم،
اما من می خواستم بعد از اطمینان با شما صحبت کنم.</b>

07:45.050 --> 07:46.490
<b>درباره چه؟</b>

07:47.680 --> 07:51.490
<b>شیراحی، این دنیا را تغییر دادی؟</b>

08:08.070 --> 08:10.280
<b>این افسون خدای کوراگامی است.</b>

08:10.790 --> 08:11.560
<b>ها؟</b>

08:12.390 --> 08:14.370
<b>من برای خدای کوراگامی آرزو کردم.</b>

08:15.010 --> 08:17.330
<b>که شما پذیرفته نخواهید شد
توسط حرم اماگامی،</b>

08:17.330 --> 08:19.360
<b>و در عوض با من بمانید.</b>

08:22.040 --> 08:24.720
<b>می دانستم که این اتفاق خواهد افتاد.</b>

08:25.450 --> 08:27.110
<b>من باید اکنون به این موضوع پایان دهم.</b>

08:27.970 --> 08:31.200
<b>این دنیای غمگین من،
و افکار من به اوریو...</b>

08:31.200 --> 08:33.970
<b>با عرض پوزش که اینگونه از شما پرسیدم.</b>

08:34.440 --> 08:35.240
<b>ها؟</b>

08:35.610 --> 08:39.000
<b>اگر زودتر متوجه این موضوع شده بودم
و در مورد آن با شما صحبت کردم...</b>

08:39.720 --> 08:40.840
<b>با عرض پوزش.</b>

08:44.910 --> 08:47.840
<b>چرا عذرخواهی می کنید...؟</b>

08:48.600 --> 08:52.640
<b>نه... این اشتباه است، اوریو!</b>

08:52.640 --> 08:57.390
<b>تقصیر من است که متوجه احساسات من نشدی!</b>

08:57.840 --> 08:59.390
<b>شیراحی...</b>

09:00.150 --> 09:01.920
<b>من ترسیدم.</b>

09:01.920 --> 09:05.830
<b>بیش از حد می ترسم که بیان کنم
احساسات واقعی من به تو...</b>

09:05.830 --> 09:08.400
<b>اگر اشتباه شود چه؟</b>

09:08.990 --> 09:15.660
<b>بنابراین همیشه برای من راحت‌تر بود
شوخی می کند و توجه شما را جلب می کند.</b>

09:16.310 --> 09:20.610
<b>من واقعاً شانس های زیادی داشتم...</b>

09:20.610 --> 09:21.420
<b>اما...</b>

09:22.550 --> 09:23.290
<b>ها؟</b>

09:23.760 --> 09:25.380
<b>اوریو اکنون به اینجا می آید؟</b>

09:25.810 --> 09:28.230
<b>چرا چت نمی کنید
با او در حالی که او اینجاست؟</b>

09:28.230 --> 09:31.130
<b>شما دوتا همدیگر را ندیده اید
از زمانی که از اینجا خارج شده اید، درست است؟</b>

09:33.530 --> 09:37.890
<b>نه، من خوبم.
من نمی خواهم مزاحم درس خواندن او شوم.</b>

09:39.890 --> 09:45.270
<b>علاوه بر این، اگر هر دو هدفمان کیوتو یونی باشد،
به زودی دوباره همدیگر را خواهیم دید.</b>

09:45.870 --> 09:47.490
<b>من فرار کردم.</b>

09:48.230 --> 09:51.150
<b>اگر شما را ملاقات می کردم، نمی توانستم
برای متوقف کردن افکارم.</b>

09:51.760 --> 09:53.410
<b>ممکن است در واقع به بیرون نشت کنند.</b>

09:58.410 --> 10:03.420
<b>اما... با دیدن شما
خیلی نزدیک به آن سه...</b>

10:03.420 --> 10:05.170
<b>جرثقیل کاغذی تا شده؟</b>

10:05.170 --> 10:07.120
<b>برای جرثقیل های کاغذی روی یک رشته.</b>

10:09.850 --> 10:14.930
<b>شما همیشه سعی می کردید بر هر چیزی غلبه کنید
با قدرت خود در گذشته، درست است؟</b>

10:14.930 --> 10:17.180
<b>شما هرگز به کسی اعتماد نکردید.</b>

10:17.810 --> 10:21.450
<b>تنها کسی که می تواند خواسته های شما را برآورده کند
خدا یا چیز دیگری نیست.</b>

10:21.450 --> 10:22.830
<b>این خودتان هستید.</b>

10:23.450 --> 10:26.690
<b>این چیزی است که شما گفتید،
اجتناب از توکل حتی به خدا.</b>

10:27.310 --> 10:31.210
<b>اما از زمانی که زندگی را شروع کردی
در حرم و دیدار با دختران...</b>

10:31.210 --> 10:35.010
<b>اوریو که می شناختم تغییر کرده است...</b>

10:35.010 --> 10:36.700
<b>من را به وحشت انداخت.</b>

10:36.690 --> 10:38.990
<b>زیارتگاه اماگامی</b>

10:37.970 --> 10:42.210
<b>با وجود این، در حالی که بی‌پروا لبخند می‌زنید،</b>

10:42.210 --> 10:44.150
<b>من به دور از دیدن آن نگاه کردم.</b>

10:42.950 --> 10:46.160
من آرزو دارم در کیوتو پذیرفته شوم
دانشکده پزشکی دانشگاه با اوریو

10:52.250 --> 10:56.710
من آرزو دارم در کیوتو پذیرفته شوم
دانشکده پزشکی دانشگاه با ****

10:56.720 --> 11:01.010
<b>در پایان، من سعی نکردم همه آن را در آغوش بگیرم.</b>

11:01.560 --> 11:04.710
<b>احساسات خودم و شما.</b>

11:04.710 --> 11:07.000
<b>با این حال، من از خدا کوراگامی خواستم،</b>

11:07.000 --> 11:10.840
<b>کل دنیا را پیچاند،
شما را گیج کرد...</b>

11:10.840 --> 11:13.080
<b>من هم دروغ گفتم و شما را فریب دادم.</b>

11:13.760 --> 11:14.670
<b>اما...</b>

11:16.230 --> 11:17.910
<b>با این وجود، من...</b>

11:18.960 --> 11:22.370
<b>من کسی را نمی خواستم
جای من را در کنار خودت بگیر!</b>

11:24.830 --> 11:25.880
<b>با عرض پوزش...</b>

11:27.010 --> 11:28.560
<b>متاسفم...</b>

11:32.880 --> 11:35.630
<b>از اینکه به من گفتید متشکرم!</b>

11:35.630 --> 11:36.970
<b>ها...؟</b>

11:37.390 --> 11:40.360
<b>من مطمئن هستم که باید خیلی ترسناک باشد
برای انتقال احساسات واقعی شما.</b>

11:40.360 --> 11:42.220
<b>اما خوشحالم که این کار را کردید!</b>

11:44.370 --> 11:49.210
<b> بد من، من واقعا نمی دانم
در این نوع شرایط چه باید کرد...</b>

11:49.210 --> 11:50.460
<b>اوریو...</b>

11:52.400 --> 11:56.640
<b>به هر حال، می‌خواهی روی سینه‌ام گریه کنی؟</b>

11:58.240 --> 12:00.490
<b>اینجا کمی بیش از حد دلگیر می شویم، اینطور نیست؟</b>

12:00.490 --> 12:03.740
<b>واقعا؟ با این حال، من فکر می کنم در واقع یک چیز است.</b>

12:04.190 --> 12:06.650
<b>به هر حال این خیلی کلیشه ای است.</b>

12:06.650 --> 12:09.830
<b>از تلاش برای به ثمر رساندن تلاش من دست بردارید،
شما سه قطبی توتم!</b>

12:10.410 --> 12:14.710
<b>شیش... پس ما الان به خانه می رویم.</b>

12:14.710 --> 12:16.220
<b>از اینکه به ما اجازه دادید بمانیم متشکریم.</b>

12:16.220 --> 12:17.530
<b>قدردان آن باشید.</b>

12:20.600 --> 12:25.330
<b>هی شیراهی، جایی هست که میخوام برم
اول قبل از اینکه برگردیم اشکالی ندارد؟</b>

12:25.330 --> 12:27.350
<b>ها؟ کجا می رویم؟</b>

12:29.760 --> 12:31.470
<b>ما در حال زیارت خدا هستیم.</b>

12:37.000 --> 12:39.110
<b>چه می گوییم برای خودمان طلسم می گیریم؟</b>

12:39.690 --> 12:42.890
<b>چه می خواهید؟
دعایی برای موفقیت در مدرسه؟</b>

12:44.690 --> 12:48.050
<b>لازم نیست که باشید
اکنون برای من بسیار خوب است.</b>

12:48.620 --> 12:54.390
<b>من زندگی شما را به هم ریختم، اما...</b>

12:56.010 --> 13:00.130
<b>ای کاش حتی اگر برادرم به دنیا بیاید،
من همچنان مورد محبت پدر و مادرم خواهم بود!</b>

13:00.550 --> 13:05.440
<b>اوه، نه! در مقابل اوریو با خدا دعا کردن؟!
و این چه آرزوی گستاخانه ای بود!</b>

13:08.550 --> 13:10.770
<b>اکنون این یک آرزوی خودخواهانه است.</b>

13:11.200 --> 13:12.150
<b>ها؟</b>

13:25.770 --> 13:32.570
<b>می بینی، قبل از اینکه مادرم را از دست بدهم،
هر روز در حرم نماز می خواندم</b>

13:33.120 --> 13:35.430
<b>من ناامیدانه به خدا آرزو کردم.</b>

13:35.870 --> 13:36.790
<b>اما...</b>

13:36.790 --> 13:37.760
<b>بله.</b>

13:38.210 --> 13:40.380
<b>به همین دلیل است که از زمانی که مادر درگذشت،</b>

13:40.380 --> 13:44.770
<b>من فکر کردم باید چیزهایی را بفهمم
به تنهایی بدون توکل به خدا.</b>

13:45.890 --> 13:46.960
<b>اما...</b>

13:48.600 --> 13:53.400
<b>من نمی‌خواهم احساسات را انکار کنم
از کسانی که با خدا دعا می کنند.</b>

13:53.390 --> 14:02.400
<b>زیارتگاه اماگامی</b>

13:53.400 --> 13:56.520
<b>هم من در گذشته و هم شما اکنون...</b>

13:56.520 --> 13:58.430
<b>ما یک آرزوی صادقانه داشتیم که می‌خواستیم برآورده کنیم،</b>

13:58.430 --> 14:00.440
<b>حتی اگر مجبور بودیم به خدا توکل کنیم.</b>

14:00.440 --> 14:01.850
<b>اشتباهی وجود ندارد.</b>

14:02.400 --> 14:06.210
<b>زیرا این چیزی است که ما واقعاً احساس می کنیم.</b>

14:06.680 --> 14:08.910
<b>و من مردم را می خواهم
برای گرامی داشتن چنین احساساتی.</b>

14:09.760 --> 14:14.040
<b>این حرم و آن سه
باعث شد این را بفهمم.</b>

14:16.250 --> 14:18.550
<b>آرزوی من حتی در حال حاضر تغییری نکرده است.</b>

14:19.110 --> 14:21.710
<b>می‌خواهم پزشک شوم و جان‌ها را نجات دهم.</b>

14:22.170 --> 14:23.720
<b>اما این همه ماجرا نیست.</b>

14:23.720 --> 14:24.760
<b>من دیگری دارم.</b>

14:25.770 --> 14:29.970
<b>برای نجات افرادی که با خدا دعا می کنند
اکنون رویای دیگر من است.</b>

14:30.830 --> 14:31.950
<b>اوریو...</b>

14:33.130 --> 14:37.400
<b>این نیز به لطف آنهاست
باید دوباره به خودم نگاه کنم.</b>

14:41.650 --> 14:45.400
<b>\h\h\hلغزش فورچون\h\h\h</b>

14:43.280 --> 14:45.410
<b>به نظر می رسد که در مشکل هستید...</b>

14:45.410 --> 14:50.250
<b>دوشیزه حرم پاره وقت
امروز نتوانستم...</b>

14:50.250 --> 14:52.910
<b>ما واقعاً در اینجا کمبود نیروی انسانی داریم!</b>

14:52.910 --> 14:55.410
<b>در این صورت، آن را به من بسپار!</b>

14:56.080 --> 14:59.750
<b>من لباس دوشیزه ی حرم می پوشم
و پاره وقت را جایگزین کنید!</b>

15:01.580 --> 15:06.210
نمک

15:01.590 --> 15:04.450
‏

15:04.450 --> 15:06.220
<b>من فکر کردم ایده خوبی بود!</b>

15:07.110 --> 15:08.720
<b>اوم...</b>

15:10.220 --> 15:13.930
<b>اگر می خواهید به من اجازه کمک می دهید؟</b>

15:15.570 --> 15:18.060
<b>وای... این چیزی است...</b>

15:18.060 --> 15:19.450
<b>خیلی عالی!</b>

15:19.450 --> 15:21.690
<b>به نظرت خیلی خوبه شیراهی!</b>

15:24.570 --> 15:27.140
<b>متشکرم.</b>

15:32.830 --> 15:34.910
<b>پس این لباس دخترانه حرم است...</b>

15:35.330 --> 15:36.650
<b>E-ببخشید!</b>

15:36.650 --> 15:37.670
<b>بله؟</b>

15:37.670 --> 15:41.040
<b>لطفاً یک طلسم عشق به من بدهید!</b>

15:44.170 --> 15:45.800
<b>اینجا هستید.</b>

15:46.400 --> 15:48.680
<b>خداوند شما را برکت دهد.</b>

15:49.470 --> 15:51.110
<b>متشکرم!</b>

15:54.150 --> 15:55.680
<b>می بینم...</b>

15:56.230 --> 16:00.560
<b>برای نجات افرادی که با خدا دعا می کنند
اکنون رویای دیگر من است.</b>

16:01.450 --> 16:05.550
<b>پس این چیزی بود که او در مورد آن صحبت می کرد...</b>

16:06.570 --> 16:09.950
<b>هی، چرا نمیکنی
به طور رسمی برای ما کار کنید؟</b>

16:09.950 --> 16:11.200
<b>موافقم!</b>

16:11.200 --> 16:14.450
<b>هی، مجبورش نکن!
اگرچه، این ایده خوبی است...</b>

16:18.190 --> 16:21.430
<b>شاید بالاخره این دنیا چندان بد نباشد.</b>

16:25.810 --> 16:30.720
<b>اوریو، و همه، بسیار متاسفم!</b>

16:30.720 --> 16:35.970
<b>من دنیای شما را به هم ریختم
به خاطر آرزوی خودخواهانه من.</b>

16:35.970 --> 16:38.370
<b>من واقعا متاسفم!</b>

16:39.100 --> 16:43.860
<b>من نیز عامل این پدیده هستم،
پس خودتان را سرزنش نکنید...</b>

16:43.860 --> 16:46.430
<b>شیراحی!</b>

16:46.430 --> 16:48.240
<b>ها؟</b>

16:48.240 --> 16:50.970
<b>من نمی توانم باور کنم که شما از آن عبور کرده اید
چنین وضعیت دردناکی...</b>

16:50.970 --> 16:53.630
<b>اگر من در شرایط مشابه شما بودم...</b>

16:54.390 --> 16:55.870
<b>همه...</b>

16:56.650 --> 16:58.590
<b>نگران نباش شیراهی.</b>

16:58.590 --> 16:59.210
<b>ها؟</b>

16:59.680 --> 17:04.990
<b>شناخت احساسات واقعی خود،
صادقانه بگویم، من فکر می کنم این دنیا چندان بد نیست.</b>

17:05.670 --> 17:08.400
<b>به همین دلیل خوشحالم
من می توانم به اینجا بیایم.</b>

17:09.840 --> 17:12.070
<b>خوشحالم که من هم می توانستم بدانم.</b>

17:12.070 --> 17:14.950
<b>احساس شما نسبت به حرم، یعنی.</b>

17:14.950 --> 17:18.850
<b>و شما همیشه همینطور بوده اید
اوریو من می شناسم.</b>

17:19.950 --> 17:22.730
<b>اما، من واقعاً می خواهم...</b>

17:23.210 --> 17:25.110
<b>بله، می دانم.</b>

17:27.570 --> 17:29.490
<b>بیایید به دنیای خود بازگردیم.</b>

17:30.070 --> 17:32.480
<b>آیا راهی به خانه می شناسید؟</b>

17:32.480 --> 17:33.570
<b>نه، اما...</b>

17:34.000 --> 17:38.270
<b>شاید بتوانیم راهی پیدا کنیم
اگر به زیارتگاه کوراگامی برویم.</b>

17:38.270 --> 17:39.580
<b>می بینم.</b>

17:39.990 --> 17:45.240
<b>ببخشید من در این مورد چندان مطمئن نیستم،
اما مطمئناً راهی برای خانه پیدا خواهم کرد!</b>

17:46.840 --> 17:50.960
<b>نمی‌خواهم سر راه تو باشم
برای رسیدن به رویای خود.</b>

17:52.510 --> 17:53.880
<b>شیراحی...</b>

17:55.470 --> 17:57.810
<b>در آن صورت، من کمک خواهم کرد!</b>

17:57.810 --> 18:01.520
<b>درسته، باید تو را اخراج کنم
تا بتوانید با خیال راحت به خانه برگردید!</b>

18:01.520 --> 18:06.230
<b>کسی را می شناسم که متخصص است
در این نوع چیزها، پس اجازه دهید از او بپرسم.</b>

18:06.880 --> 18:08.870
<b>متشکرم، همه!</b>

18:10.720 --> 18:12.610
<b>خب، چون اینجا هستیم...</b>

18:12.610 --> 18:15.030
<b>چه می گوییم خودمان را می سازیم</b>

18:15.030 --> 18:16.280
<b>یک خاطره در این دنیا؟</b>

18:15.610 --> 18:17.860
<b>زیارتگاه اماگامی
جشن پاییز</b>

18:23.010 --> 18:25.750
<b>وای... این خیلی ازدحام است!</b>

18:26.280 --> 18:28.630
<b>خوش آمدید!</b>

18:28.630 --> 18:32.630
<b>صبح، آساهی. چه پر جنب و جوش
جشنواره ای که اینجا دارید.</b>

18:34.070 --> 18:37.140
<b>این کار است
سر زیبای تبلیغات...</b>

18:40.600 --> 18:42.010
<b>نزدیک بود.</b>

18:43.810 --> 18:47.400
<b>شیش، تو واقعا آدم دست و پا چلفتی هستی.
مراقب باش، باشه؟</b>

18:48.090 --> 18:50.150
<b>باشه...</b>

18:50.150 --> 18:52.770
<b>طلسم</b>

18:50.930 --> 18:52.780
<b>خوش آمدید، شما دو نفر!</b>

18:52.780 --> 18:56.280
<b>ما طلسم های با نسخه محدود نیز داریم!
نگاهی بیندازید!</b>

18:56.280 --> 18:58.780
<b>وای، خیلی نازه!</b>

18:59.970 --> 19:01.290
<b>متشکرم!</b>

19:01.830 --> 19:04.800
<b>اما شما اکنون به خانه می روید، ها...</b>

19:04.800 --> 19:08.920
<b>بالاخره دوباره همدیگر را ملاقات کردیم.
مطمئناً به زودی تنها خواهد شد.</b>

19:11.590 --> 19:13.390
<b>متشکرم، بله!</b>

19:14.530 --> 19:18.180
<b>به خاطر نجات یافتم
خاطره ما با هم!</b>

19:18.710 --> 19:22.430
<b>من آن را برای همیشه گرامی خواهم داشت.</b>

19:23.600 --> 19:24.680
<b>حتما.</b>

19:27.060 --> 19:28.560
<b>\h\h\hYakisoba\h\h\h</b>

19:33.280 --> 19:35.570
<b>شما هم برای کوفته ها اینجا هستید؟</b>

19:35.570 --> 19:36.950
<b>چه مقدار می خواهید بخورید؟</b>

19:37.350 --> 19:43.120
<b>ما امروز بعدازظهر یک رقص ارائه می دهیم،
بنابراین من باید غذا بخورم تا انرژی خود را بازیابی کنم.</b>

19:43.120 --> 19:45.460
<b>از آنجایی که اینجا هستم، برای شما روشن خواهم بود...</b>

19:46.010 --> 19:47.400
<b>به این ترتیب وزن اضافه خواهید کرد.</b>

19:47.960 --> 19:51.680
<b>به نظر می رسد باید اصلاح کنم
عادات غذایی شما قبل از رفتن من.</b>

19:51.680 --> 19:54.340
<b>شما باید آن غیر حساس را اصلاح کنید
شخصیت شما!</b>

19:54.340 --> 19:56.910
<b>اوه، به کار خودت فکر کن!</b>

19:56.910 --> 20:00.560
<b>شما بی احساس مداخله می کنید
آدم خودشیفته دنیای دیگر!</b>

20:06.600 --> 20:09.310
<b>من نمی توانم منتظر رقص آنها باشم.</b>

20:09.310 --> 20:13.330
<b>در واقع اولین بار است که می بینم
رقص آنها به عنوان یک بازدید کننده.</b>

20:13.330 --> 20:16.550
<b>نظر شما در مورد آن سه چیست؟</b>

20:16.550 --> 20:17.830
<b>خب...</b>

20:18.570 --> 20:20.740
<b>چرا این را به طور غیر منتظره بپرسید؟</b>

20:22.200 --> 20:24.870
<b>الان لازم نیست در مورد آن صحبت کنیم.</b>

20:29.070 --> 20:31.750
<b>لطفاً به من بگویید.</b>

20:34.680 --> 20:36.360
<b>آن سه...</b>

20:39.990 --> 20:43.510
<b>متأسفم، نمی توانم آن را با کلمات بیان کنم.</b>

21:12.080 --> 21:15.910
<b>این شگفت انگیز است! همه نگاه می کنند
خیلی زیبا و باشکوه!</b>

21:24.970 --> 21:27.040
<b>من حدس می‌زنم اکنون اشتباهی وجود ندارد.</b>

21:28.370 --> 21:30.530
<b>می دانم حتی اگر نتوانید آن را در قالب کلمات بیان کنید...</b>

21:31.390 --> 21:32.370
<b>اوریو.</b>

21:34.720 --> 21:38.230
<b>از اینکه به جشنواره آمدید متشکرم!</b>

21:38.230 --> 21:40.360
<b>خوشحالم که تونستم سر بزنم!</b>

21:40.360 --> 21:42.470
<b>اکنون فقط باید به خانه برگردیم.</b>

21:42.470 --> 21:43.370
<b>بله.</b>

21:43.770 --> 21:46.990
<b>درباره آن، یک نفر وجود دارد
ما می خواهیم شما را ملاقات کنید.</b>

21:49.690 --> 21:54.160
<b>به نظر می رسد جشنواره پاییز امسال است
پر از عطر جوانی است.</b>

21:58.610 --> 22:00.010
<b>خانم یومیکو؟</b>

22:00.670 --> 22:03.520
<b>اوه؟ چه کسی ممکن است باشی؟</b>

23:34.930 --> 23:39.930
<b>پیش نمایش</b>

23:35.930 --> 23:39.930
<b>قسمت 24</b>

23:35.930 --> 23:39.930
<b>گره زدن با خواهر آماگامی</b>
